خرید بک لینک

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

پدرم تعزیه را یادم داد

مادرم روح به فریادم داد

پدرم نوحه به من می اموخت

مادرم شعر به گوشم می دوخت

پدرم گفت:حسین(ع) جان من است

مرقدش قبله ی ایمان من است

مادرم گفت:دلم در کویش

به فدای حرم خوش بویش

پدرم گفت:لبش عطشان بود

مادرم گفت:پر از قران بود

پدرم گفت:حسین شاه جهان

مادرم گفت: شه کون و مکان

پدرم گفت: تنش بی کفن است

مادرم گفت :سرش بی بدن است

پدرم گفت:سرش بر نی رفت

مادرم گفت: به نرخ ری رفت

پدرم گفت :حسین را حیدر

مادرم گفت :عزیز مادر

پدرم گفت: به قران پیکر

مادرم گفت :ز پیکر بهتر

پدرم گفت :شفا تربت او

مادرم گفت: به من غربت او

مرغ دل واله و شیدای حسین

می شنید حرف پیمبر که حسین

این حسین از من و من از اویم

می کشاند به هزاران سویم

گاه تا علقمه اش می پویم

گاه در قتلگهش می جویم

گاه تا طشت طلا می بردم

گاه تا هرم تنورم کشدم

فاطمه با قد خم دنبالش

مرتضی امده استقبالش

حوریان لطمه به صورت دارند

سر ارباب کجا بگذارند

راهب امد پی مهمانی سر

شد پریشان ز پریشانی سر

مست شد از دم قرانی سر

سروجان داد به ویرانی سر

راس خونین که کتاب ا... بود

نوه ی پاک رسول ا... بود

مریم و ساره و هاجر به خروش

مادر از دیدن سر رفت ز هوش

مادرش را که به هوش اوردند

طفل دلبند و خموش اوردند

این رقیه ست و یا فاطمه است

جای نی بر بدنش این همه است

شامیان این همه عصیان کردند

این همه ظلم به ایشان کردند

کوفیان هلهله برپا کردند

خویشتن را همه رسوا کردند

زینب است همره سر لیک اسیر

زاده ی شیر اگر باشد شیر

خم شد از بار اسارت کمرش

بسکه نالید به شمس و قمرش

غمش افزونترازاین عالم شد

سبب تعزیت خاتم شد

دشمن از کین پر و بالش را بست

هستیش را ببرند دست به دست

سرور و یاور و یارانش را

روی نی این همه جانانش را

چهارمین حجت حق همراهش

جان فدا میکند او در راهش

حافظ و حامی ایین حسین

پرورش یافته ی دین حسین

غل و زنجیر به دست و پایش

اتش و سنگ به استقبالش

ذوالفقارانه رجز سر میداد

نعره چون نعره ی حیدر میداد

من نفرسودم و عطرانگیزم

شهد و شکر زلبم میریزم

زینت سجده کنانم دانند

همه عشاق مرا می خوانند

اسرایی که به زنجیر هستند

خارجی کیست؟پیمبر هستند

این همه نیزه به سرها زمنند

شهدایی که همه بی کفنند

شد اذان و همه اماده ی راز

نام احمد برود قبل نماز

دلمان غصه ی بی حد دارد

که اذان نام محمد دارد

این اذان را به شما کی اموخت

سر شکستید ولی او لب دوخت

حال دندان حسین بشکستید

سر بریدید و طلبکار هستید

بهترین حامی دین است این سر

دشمن فتنه و کین است این سر

سرور اهل یقین است این سر

افتاب ره دین است این سر

شاعر اقای نادر سرایی

http://nadersaraei.blogfa.com/منبع


برچسبها: پراز قرآن , نادر سرایی , سرایی , نادرسرایی , شاعرنادرسرایی

برچسب: نویسنده: آرشان دادخواه تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 1:07

صفحه بندی