به نام خدا
کجایی مادرم؟زهرا کجایی؟
که بر درد من تنها دوایی
منم سجادو زینالعابدینم
فداییه ره قران و دینم
چراغ اسمانم را گرفتند
توان نیمه جانم را گرفتند
پدر در قتلگه افتاده بی جان
شهیدان بی کفن مانند ایشان
دلم خون میشود بر حال انان
گهی مینالم از احوال طفلان
کنون در کربلا یاور ندارم
برادر چون علی اکبر(ع) ندارم
امان از گریه های نازدانه
گهی سیلی خورد گه تازیانه
کسی جز عمه ام یاری ندارم
برای کودکان کاری نمایم
یتیمان جملگی بی حال و نالان
اسیر قوم دژخیمان و عصیان
تمام یاورانم در بیابان
رسید از غصه بر لب جانم ای جان
برای راه حق اول قدم این
گذشت سر زتن از بهر ایین
از این زنجیر ها کی شکوه دارم
خدارا شاکرم امیدوارم
به روی ناقه ی عریان سوارم
ازاین منزل به ان منزل گذارم
الا ای مادر غم پرور من
نمی ایی چرا اندر بر من
علی ابن الحسین دردانه ی من
تو ای زیبای من یکدانه ی من
بشوی از غصه ها چشم ترت را
ببینی مادر غم پرورت را
شاعر اقای نادر سرایی
برچسب:
نویسنده: آرشان دادخواه